دوشنبه 1385/09/13
نام تو...
تکرار نام توست
ای که نامت:
تمام آسمان ها و زمین را می زند پیوند
ای پور شور:
ای انگیزه لبخند.
من:
با تو و نام تو
هم آئینم
و شعر من:
به امید پیام تو
و می بینم هنوز از عشق سر شاری
و می گویی که غم داری
و این یعنی که خیلی دوستم داری
و من پرواز را تنها :
برای رسیدن به بی نهایت چشمان تو :
دوست می دارم.
اثر دوست خوبم:"لیلا ابراهیمی"
چهارشنبه 1385/09/08
تقدیر؟...
هر چند که از دوری و چشمان قشنگت گله داریم
تا لحظه خوبی که بیایی من ودل حوصله داری
یادت که نرفته است عزیزم اگر هم درد سری هست
از صحبت آن کوچه از آن روز از آن یک بله داریم
گفتی من و تو قسمت یک پنجره باشیم قبول است
حالا که به اندازه پرواز و قفس فاصله داریم
دیگر همه را گردن این قسمت و تقد یر نیانداز
تقدیر کدام است؟ببین ما خودمان مسئله داریم
عیب از خودمان نیست که تا پای قراری به میان است
هی صحبت کمبود زمان می شود و مشغله داریم
انگار محال است که ما قسمت یک پنجره باشیم
هرچند به اندازه پرواز و قفس فاصله داریم
چهارشنبه 1385/09/08
عم یتسائلون
(از چه چیز از یکدیگر سوال میکنید؟
از خبر بزرگ و مهم "رستاخیز"
همان خبری که پیوسته در آن اختلاف دارند
چنین نیست و بزودی می فهمید
آیا ما زمین را محل آرامش شما قرار ندادیم؟!...)
"آیات اول سوره النبا"
وای بر ما گر روزی بر لبانمان جاری شود که ای کاش خاک بودیم.
دلهامان را به سوی خودت هدایت کن ای بزرگ بی همتا
تا روز رستاخیز افسوس خاک بودن در دل نداشته باشیم.

