نامه های برگشتی
چهارشنبه 1385/07/05
...
و دستی برایم تکان داد ورفت و سهم مرا ناگهان داد و رفت
تمام دلم را که باران گرفت به تنهایی آسمان داد و رفت
شبی ناگهانی تر از یک سکوت چو خورشید خود را نشان داد ورفت
مرا با تمام پریشانی ام به ویرانه ای آشیان داد ورفت
من و بعد از این عصر گاهان خیس و داغی که آن مهربان داد و رفت
شب و جاده بود و عبور نسیم "و دستی برایم تکان داد ورفت"
نوشته شده توسط سمانه دارائی
در 11:2 قبل از ظهر | لینک ثابت
•

