یکشنبه 1385/05/22
انعکاس
و چون گل ها
ساده و
از خود بی خود
بادا پروانه ای شوم
که در شعله ی عشق تو
فرو می شود.
هر پیوند یک آینه است
هویت تو را باز تاب می دهد.
چهارشنبه 1385/05/11
سهم ما
و سرنوشتمان به جدایی
عشقمان به جنون
لبخندنام به زهر خند:
و دلهامان به سیاهچال اندیشه های کال.
آیا سهم ما از زندگی همین کوره راه باریک و بی سرانجام بود؟
آیا ما...نه بگذار روشنتر بگویم:
ما زندانی عقاید خویشیم:
ما برده ی توهم و زاده ی نفرتیم:
ما عشق نمی ورزیم که خیانت میکنیم
به دلهای کوچک در بند.
ما اشغالگران خانه ی عشق ایم نه آن عاشق همیشگی.
ما تن به اسارت افکارمان داده ایم:
ما دل بهم نداده بودیم.
دوشنبه 1385/05/02
انار
داغ داغ
هر اناری هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند
دانه ها توی انار جا نمی شدند
انار کوچک بود
دانه ها ترکیدند و انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.
مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود
کافیست انار دلت ترک بخورد.

